به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی «فلزاتآنلاین» و به نقل از خبرگزاری آناتولی، قیمت مس طی ماههای اخیر تحت تاثیر عدم توازن عرضه و تقاضا روندی صعودی را تجربه کرده و به سطوحی نزدیک به رکوردهای تاریخی رسیده است؛ به گونهای که نرخ آن تا حدود ۵٫۹۶ دلار به ازای هر پوند افزایش یافته است.
این در حالی است که شاخص اقتصاد جهانی همچنان با آهنگی کند رشد میکند و همین مسئله تاکنون مانع از جهش پرشتابتر قیمتها شده است. با این حال، بسیاری از کارشناسان معتقدند در صورت احیای رشد اقتصادی بهویژه در چین، ظرفیت جهشهای قیمتی شدیدتر نیز وجود خواهد داشت.
محرکهای ساختاری تقاضا
براساس گزارش شرکت «S&P Global»، مصرف جهانی برق تا سال ۲۰۴۰ حدود ۵۰ درصد افزایش خواهد یافت و همزمان تقاضای مس نیز از سطح فعلی ۲۸ میلیون تن به حدود ۴۲ میلیون تن خواهد رسید.
این رشد عمدتا ناشی از چند پیشران ساختاری ازجمله تقاضای بنیادی اقتصاد جهانی، گذار به تجدیدپذیرها و توسعه منابع انرژی پاک، گسترش زیرساختهای هوش مصنوعی و مراکز داده و همچنین نوسازی صنایع دفاعی است.
در گزارش این شرکت تاکید شده است که تا سال ۲۰۴۰، گذار به تجدیدپذیرها و نیازهای بنیادین اقتصادی بزرگترین سهم را در رشد مصرف مس خواهند داشت؛ به طوری که چین و منطقه آسیا-اقیانوسیه در صدر تقاضای جهانی قرار میگیرند.
در کنار این عوامل، توسعه سریع استفاده از هوش مصنوعی در بخشهای مختلف و افزایش ظرفیت مراکز داده، به واسطه مصرف بالای برق و استفاده مستقیم از مس در تجهیزات و زیرساختها، به یک حوزه جدید و پرشتاب تقاضای فلز سرخ تبدیل شده است.
پیشبینی میشود حدود ۶۰ درصد از رشد تقاضای مرتبط با این بخشها در آسیا محقق شود. با این حال، منطقه آمریکای شمالی و اروپا نیز در مسیر دیجیتالیسازی و گذار به انرژیهای پاک، با افزایش تقاضای قابلتوجهی مواجه خواهند شد.
شکاف بالقوه عرضه؛ محدودیتهای معدنی و سرمایهگذاری
با وجود این چشمانداز تقاضای چشمگیر، در گزارش شرکت «S&P Global» اشاره شده است که در صورت عدم بهبود ریسکهای سطحی و نبود سرمایهگذاریهای گسترده، ممکن است تا سال ۲۰۴۰ شکافی در حدود ۱۰ میلیون تن میان عرضه و تقاضای جهانی فلز سرخ شکل بگیرد.
ازجمله چالشهای اصلی در سمت عرضه، افت تدریجی عیار متوسط ذخایر معدنی است که عملیات استخراج را در مناطق اصلی تولید مس، بهویژه در آمریکای جنوبی پیچیدهتر و پرهزینهتر کرده است.
در عین حال، افزایش نرخ تورم، رشد هزینههای استخراج در اعماق بیشتر و تغییرات مکرر در سیاستهای دولتی، تعرفهها و چارچوبهای مقرراتی، فضای سرمایهگذاری را با عدم قطعیت همراه ساخته و توسعه پروژههای جدید را کند کرده است.
نکته قابل توجه در همین رابطه اینکه فاصله زمانی میان اکتشاف یک ذخیره مس تا آغاز فاز تولید تجاری آن، به طور متوسط حدود ۱۷ سال برآورد میشود و بخش عمدهای از این زمان، صرف اخذ مجوزها، ارزیابیهای زیستمحیطی و فرایندهای مشاورهای خواهد شد. در چنین شرایطی، حتی افزایش سرمایهگذاری نیز با تاخیر قابلتوجهی وارد چرخه عرضه عملیاتی میشود.
از سوی دیگر، اگرچه بازیافت مس میتواند تا سال ۲۰۴۰ حدود یکچهارم نیاز جهانی این فلز را برطرف کند اما این میزان برای پوشش کامل شکاف پیشبینیشده میان عرضه و تقاضای آن کافی نخواهد بود و اتکا به منابع اولیه همچنان حیاتی تلقی میشود.
علاوهبراین، تمرکز بالای زنجیره تامین مس، آسیبپذیری آن را در برابر اختلالات ژئوپلیتیکی، شوکهای ایجادشده به واسطه اعمال سیاستگذاریها و موانع تجاری پیچیده افزایش داده است.
در کنار محدودیتهای فنی و اقتصادی، صنعت مس با شکاف روبهرشد مهارتی و نیروی انسانی متخصص نیز مواجه است. افزایش نرخ بازنشستگی در مقایسه با جذب نیروی جدید و کاهش ثبتنام در رشتههای فنی و مهندسی دانشگاهی، ظرفیت نیروی انسانی متخصص را محدود کرده و میتواند بر توان توسعه پروژههای آتی در صنعت مس اثر منفی بگذارد.
رشد تقاضا در انتظار احیای شاخص اقتصاد جهانی
به گفته ظفر ارگزن، کارشناس بازارهای آتی و کالا، افزایش قیمت مس روندی قابل پیشبینی بوده است؛ چراکه از سال ۲۰۲۵ به این سو، عرضه نتوانسته است همپای رشد تقاضا حرکت کند.
وی معتقد است رشد تقاضا عمدتا از منطقه آسیا-اقیانوسیه، بهویژه چین نشات میگیرد؛ جایی که توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، خودروهای الکتریکی و صنایع تراشه و هوش مصنوعی مصرف مس را به طور محسوسی افزایش داده است.
با این حال، تضعیف رشد شاخص اقتصاد چین و کندی رشد اقتصاد جهانی در پی افزایش نرخ بهره بانکی، سبب شد اثر این رشد تقاضا برای مدتی در قیمتها به طور کامل منعکس نشود.
در پی مطرح شدن احتمال کاهش نرخهای بهره و شکلگیری انتظارات برای بهبود شرایط اقتصادی، بازار نیز نشانههایی از تحرک قیمتی از خود بروز داده است. علاوهبراین، پویایی صنعت خودروی چین، به عنوان یکی از مصرفکنندگان عمده مس، فشار بر بخش تقاضا را بیش از پیش افزایش داده است.
ارگزن در ادامه تاکید کرد: در شرایط کنونی، کندی رشد شاخص اقتصاد جهانی مانع از انعکاس کامل فشار تقاضا در قیمتها شده است اما در صورت بازگشت شاخص اقتصاد جهانی به مسیر رشد، بهویژه اگر چین بار دیگر به سطوح رشد پیشین شاخص اقتصادی دست یابد، احتمال جهش قابل توجه تقاضا و به تبع آن افزایش شدید قیمتها در بازار فلز سرخ بسیار بالا خواهد بود.
از دیدگاه وی، عدم توازن عرضه و تقاضای مس هماکنون نیز نمایان شده است و به دنبال تداوم رشد تقاضا و بروز اختلالات عرضه در مناطقی مانند آمریکای جنوبی و استرالیا، فشار صعودی بر قیمتها تشدید خواهد شد.
مجموع شواهد حاکی از آن است که بازار جهانی مس به نظر وارد دورهای بسیار حساس شده است؛ دورهای که در آن پیشرانهای ساختاری تقاضا از گذار به انرژیهای تجدیدپذیر و فرایند دیجیتالیسازی گرفته تا تحولات ژئوپلیتیکی با محدودیتهای عرضه و چالشهای سرمایهگذاری و نیروی انسانی همپوشانی دارند.
در عین حال، رشد ضعیف شاخص اقتصاد جهانی فعلی تا حدی از شدت واکنش قیمتی در بازار مس کاسته اما در صورت احیای رشد شاخصها، بهویژه در اقتصاد چین، ظرفیت شکلگیری یک موج افزایشی قدرتمند در بازار فلز سرخ دور از انتظار نخواهد بود.
انتهای پیام//