با وجود آنکه هنوز هوش مصنوعی در مقیاسی وسیع جایگزین مشاغل انسانی نشده، در بسیاری از موارد به عنوان پوششی برای کاهش هزینهکردها مورد استفاده قرار گرفته است؛ البته هوش مصنوعی ممکن است در آینده به اخراجهای گسترده در بخشی از حوزهها به ویژه حوزه فناوری منجر شود.
به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی «فلزاتآنلاین» و به نقل از نشریه «Forbes»، اخیرا بسیاری از رسانهها خبرهای فراوانی از جایگزینی برخی مشاغل، به ویژه مهندسان نرمافزار کمتجربه با هوش مصنوعی را پوشش دادند. پرسش اصلی در همین رابطه اینکه آیا واقعا هوش مصنوعی عامل اصلی بسیاری از اخراجها در حوزه فناوری بوده یا این اتفاق را باید به فقدان تعادل میان ورود و تقاضای نیروی کار و عوامل مدیریتی در بازار کار نسبت داد؟
واقعیت امر اینکه متخصصان حوزه فناوری معمولا تمایل دارند حجم تقاضا برای ابزارهایی که عمر خود را صرف توسعه آنها کردهاند، پررنگتر جلوه دهند. در مقابل، برخی مدیران ارشد کسبوکار با دیدگاهی واقعبینانهتر به هزینهها و منافعی که با استفاده از هوش مصنوعی به دست خواهند آورد، نگاه میکنند.
در همین رابطه، برخی مدیران حوزه فناوری عنوان کردند: در دوران همهگیری کرونا، فقدان هماهنگی میان بخشهای مختلف باعث تشکیل تیمهای مهندسی نرمافزار جداگانهای شد که در عمل، وظایف مشابهی را در یک مجموعه انجام میدادند. پس از فروکشکردن بحران کرونا، مدیران مذکور دریافتند که بسیاری از وظایف این تیمهای نرمافزاری همپوشانی داشته و امکان ادغام این تیمها بایکدیگر وجود دارد.
پروفسور گارود آینگار برخلاف مدیران حوزه فناوری معتقد است: اگرچه نرخ استخدام در دوران کرونا به یکباره به شدت روند افزایشی را تجربه کرد، در عوض هوش مصنوعی فرایند ایجاد وضعیت مازاد نیروی انسانی در مشاغل حوزه فناوری را به طور قابل توجهی شتاب بخشیده است.
به گفته وی، ابزارهایی مانند تولید کد هوشمند «GitHub Copilot» و سایر پلتفرمهای کدنویسی خودکار مانند «Chatgpt»، نیاز به تیمهای بزرگ توسعهدهنده برای انجام وظایف تکراری را کاهش داده است.
مدیر ارشد شرکت هندی «Infosys» در همین رابطه، عنوان کرد: این شرکت میزان استخدام نیروهای تازهکار برنامهنویس خود را حدود ۳۰ درصد کاهش داده است؛اگرچه در گذشته امکان فعالیت تیمهای نرمافزاری که وظایف آنها بایکدیگر همپوشانی دارد، وجود داشت اما در حال حاضر هوش مصنوعی این امکان را فراهم کرده است که با تشکیل تیمهای کوچکتر نرمافزاری، بهرهوری را افزایش داده و همین موضوع انگیزه شرکتهای فعال در حوزه فناوری را با هدف کاهش هزینهکردها به منظور اخراج تعدادی از نیروهای کار افزایش داده است.
وی تاکید کرد: حتی بدون ورود هوش مصنوعی به بازار کار، این حجم از نیروهای انسانی مازاد به ویژه در بخش فناوری به اخراج بخشی از نیروی کار منجر میشد. حال اینکه هوش مصنوعی به عنوان عامل اصلی اخراجهای گسترده در حوزه فناوری معرفی شده، در واقع نوعی فرافکنی است و بیشتر به عملکرد ضعیف در ارائه برنامهریزیهای راهبردی و سوءمدیریتها ارتباط دارد.
جذابیت بالای هوش مصنوعی برای شرکتهای فعال در حوزه فناوری
اگرچه از یک سو توسعه هوش مصنوعی منجر به افزایش تعدیل نیرو در برخی مشاغل مربوط به حوزه فناوری شده است اما بسیاری از شرکتهای فعال در حوزه مذکور، سرمایهگذاریهای هنگفتی برای توسعه هوش مصنوعی انجام دادهاند.
توانایی بالای هوش مصنوعی در افزایش بهرهوری به همراه امکان جایگزینی آن با برخی از نیروهای کار موجب شده است سرمایهگذاران حجم بسیار زیادی از سرمایه خود را به احداث مراکز داده، استخدام متخصصان هوش مصنوعی و علوم داده تخصیص دهند.
آینگار در خصوص بازار سرمایه، مطرح کرد: در آینده شرکتهایی در این بازار موفقتر خواهند بود که از هوش مصنوعی در کار خود بهره ببرند؛ البته این مسئله میتواند به بهانهای برای بسیاری از شرکت برای تعدیل نیروی کار تبدیل شود.
وی اظهار داشت: در حالی که بسیاری از این شرکتها هنوز در مراحل آزمایشی و اولیه استفاده از هوش مصنوعی هستند، تعدیل گسترده نیروهای کار در حوزه فناوری به این موضوع نسبت داده شده است.
به گفته وی، چگونه هوش مصنوعی که هنوز در روند کاری بسیاری از شرکتها به صورت گسترده پیادهسازی نشده است، میتواند به عامل اصلی کاهش چشمگیر استخدام نیروی کار کمتجربه تبدیل شود.
آینگار بیش از آنکه این روایت را مبتنی بر واقعیت در نظر بگیرد، آن را اقدامی تبلیغاتی نامیده و معتقد است که نمیتوان افزایش بهرهوری به دلیل استفاده از هوش مصنوعی در حوزههای مختلف بخش فناوری از جمله تولید خودکار کدها، ارائه خدمات به مشتریان از طریق چتباتها و توسعه فعالیتهای لجستیکی را نادیده گرفت.
محدودیتها و واقعیتهای پنهان بهکارگیری هوش مصنوعی
با وجود همه کارآمدیهایی که استفاده از هوش مصنوعی با خود به همراه آورده است، باید به صورت مداوم عملکرد آن را مدیریت و بازبینی کرد. این موضوع بهویژه هنگام سروکار داشتن با حجم اطلاعات پیچیده و بالا بیش از پیش حائز اهمیت خواهد بود. در خصوص هوش مصنوعی میتوان بیان کرد این ابزار زمانی به درستی عمل خواهد کرد که دستورات ارائه شده به آن با دقت و ظرافت بالا نوشته شوند. در بسیاری از موارد، هوش مصنوعی در کارهای حساس که دقت و صحت اطلاعات ضروری است، دچار خطا میشود و چنین اشتباهاتی میتواند به اعتبار این ابزار آسیبی جدی وارد کند.
به عنوان مثال، چتباتها هنوز توانایی کافی در حل مشکلات پیچیده در خصوص تعامل با مشتریان را ندارند؛ اگرچه چتباتها در روند جستوجو و یافتن دادهها عملکرد قابل قبولی دارند اما زمانی که مشتریان با مشکلاتی نظیر عدم تحویل کالا یا توقف طولانی آن در گمرک مواجه شده، عملا ناکارآمدی خود را نشان داده و در نهایت مشتری به یک کارشناس انسانی ارجاع داده میشود.
از منظر اقتصادی، این پرسش را میتوان مطرح کرد که آیا صرفهجوییهای حاصل از بهکارگیری هوش مصنوعی میتواند ارزشگذاریهایی که در حال حاضر تعداد زیادی از شرکتها آن را بسیار بالا توصیف میکنند، توجیه کند؟ در پاسخ میتوان عنوان کرد که شاید این صرفهجوییهای ایجاد شده در هزینهکردها به واسطه استفاده از هوش مصنوعی، به افزایش قابل توجه جریانهای درآمدی شرکتها کمک کند اما بخش زیادی از این ارزشگذاریها بیش از آنکه بر دادههای واقعی متکی باشد، مبتنی بر باورهای خوشبینانه خواهد بود.
افزایش حجم تعدیل نیروی کار در حوزه فناوری و نقش هوش مصنوعی در آن
سالها به فارغالتحصیلان دانشگاهی حوزه برنامهنویسی گفته شده بود یادگیری این مهارت، مسیر ورود به کسب درآمد متوسط رو به بالا را برای آنها هموار خواهد کرد. آمارهای منتشر شده نشان میدهد تعداد فارغالتحصیلان رشته علوم کامپیوتر در ایالات متحده آمریکا و کانادا طی دهه گذشته بیش از دو برابر شده و این روند در کشورهای دیگر حتی شدت بیشتری داشته است. همچنین، بسیاری از دانشجویان رشتههای دیگر نیز آموزشهای گستردهای در حوزه علوم کامپیوتر را پشت سر گذاشتهاند. در نتیجه، حتی اگر هوش مصنوعی نیز تا این حد به بازار کار ورود پیدا نمیکرد، دیر یا زود حجم ورود و تقاضای نیروهای کار در حوزه فناوری با وضعیت فقدان تعادل روبهرو میشد.
آینگار در همین رابطه عنوان کرد: آنچه در حال حاضر در بازار کار به ویژه در حوزه فناوری در حال اتفاق افتادن بوده، اینکه حجم ورود و تقاضا برای استخدام نیروهای کار در حال رسیدن به یک وضعیت ثبات است.
وی در ادامه تصریح کرد: علت اصلی اینکه بسیاری از مدیران حوزه فناوری هوش مصنوعی را عامل اصلی تعدیل گسترده نیروی کار معرفی کردهاند، در واقع این است که از آن برای سرپوش گذاشتن بر موضوع اشباع بازار کار حوزه فناوری و عدم نیاز به نیروهای کاری که همپوشانی دارند، استفاده میکنند. در واقع، از لحاظ روانی این موضوع که توسعه هوش مصنوعی باعث افزایش تعدیل نیروی کار شده است، برای افراد شاغل یا جویای کار قابل هضمتر خواهد بود.
آینگار با بیان اینکه ایجاد وضعیت مازاد نیروی کار در حوزه فناوری را نباید به تنهایی به توسعه هوش مصنوعی مرتبط دانست، افزود: کاهش حجم تقاضا برای استخدام نیروی انسانی به واسطه عملکرد مثبت هوش مصنوعی در برخی بخشها اتفاق افتاده و این روند در حال شتاب گرفتن است. به عبارت دیگر، هوش مصنوعی نه تنها حجم استخدام برنامهنویسان را کاهش داده است بلکه ماهیت کار آنها را نیز دگرگون ساخته و در حقیقت استفاده از هوش مصنوعی، رسیدن به بهرهوری بالاتر را با تعداد کمتری از مهندسان نرمافزار فراهم کرده است.
آمارهای منتشر شده نشان میدهد همزمان با توسعه هوش مصنوعی، نیاز به استخدام برنامهنویسان حوزه طراحی وبسایت کاهش یافته و در واقع این ابزار توانسته است با تولید کدهای خودکار جای بسیاری از این برنامهنوسان را پر کند.
برای مشاغل رایانهای به دلیل ماهیت ویژهای که در امکان تقسیم وظایف دارند، سالهاست شرایطی فراهم شده که نیروهای کار بتوانند به صورت دورکاری حتی از نقاط بسیار دورتر و در کشورهای دیگر وظایف کاری خود را انجام دهند. با این حال، هماکنون شرکتهای فعال در بخشهای مختلف با استناد به موضوع تحولات ایجاد شده در حوزه فناوری با توسعه هوش مصنوعی، به دنبال توجیهی برای کاهش هزینهکردهای خود به ویژه از طریق تعدیل نیروهای کار هستند.
نکته بسیار مهم در همین خصوص اینکه توسعه هوش مصنوعی، نیاز به برونسپاری وظایف را کاهش داده است؛ چراکه ابزارهای مبتنی بر مدلهای زبانی ارائه شده و وابسته به هوش مصنوعی در حال حاضر میتوانند مستندسازی، ترجمه کد و فرایند پشتیبانی فنی را در سطح بسیار قابل قبولی انجام دهند. چنین اتفاقی موجب شده است رقابت میان نیروهای کار در بخشهایی که تحت تاثیر توسعه هوش مصنوعی قرار گرفتهاند، در بازار کار جهانی افزایش پیدا کند.
بسیاری از مدیران فعال در حوزه فناوری معتقدند که جذب و آموزش فارغالتحصیلان جدید هزینهبر بوده و ممکن است بیش از یک سال طول بکشد تا آنها به سطح بهرهوری مطلوب برسند. در گذشته، زمانی که تعداد نیروی کار فعال در حوزه توسعه نرمافزار بسیار پایین بود، شرکتهای فعال در حوزه فناوری این هزینههای بالا را متقبل میشدند اما با توجه به اینکه اکنون تعداد مهندسان نرمافزار باتجربه که دستمزدی برابر یا حتی کمتر از نیروهای تازهکار دریافت میکنند، افزایش یافته است، شرکتها تمایل کمتری به سرمایهگذاری بر استخدام نیروی جوان و کمتجربه نشان میدهند.
تغییر معادلات در استخدام نیروهای کمتجربه
یکی از مدیران ارشد فعال در حوزه فناوری اظهار داشت: در حال حاضر برای ورود به بازار کار باید تخصص بالاتری داشت و حتی در بسیاری از موارد نیاز به ارائه مدرک تحصیلات تکمیلی خواهد بود. یکی از دلایل چنین تغییراتی این است که دانشگاهها فارغالتحصیلان را برای وظایفی که شرکتها از آنها انتظار دارند، آموزش نمیدهند و بنابراین جذب نیروی تازهکار، مستلزم بازآموزی در سطحی گسترده و با هزینههایی بالاتر خواهد بود. در حال حاضر بسیاری از شرکتها ترجیح میدهند که هزینه بازآموزی نیروی تازهکار را به حداقل رسانده یا به طور کامل آن را حذف کنند.
آینگار با تاکید بر اینکه شرکتها اکنون بیشتر به دنبال استخدام نیروهای کار باتجربه و متخصص هستند، اضافه کرد: این موضوع لزوما به دلیل توسعه هوش مصنوعی نیست بلکه بیشتر ناشی از انضباط مالی سختگیرانهتری بوده که پس از سال ۲۰۲۲ در شرکتها در دستور کار قرار گرفته است. در حقیقت شرکتها از هوش مصنوعی صرفا به عنوان پوششی برای کاهش هزینهکردهای خود استفاده میکنند.
وی مطرح کرد: در افق بلندمدت این روند ممکن است فراتر از کاهش تمایل شرکتها به جذب نیروهای تازهکار باشد و عملا نیاز به استخدام آنها را از بین ببرد. بسیاری از وظایف ابتدایی مانند مستندسازی، رفع مشکلات و تست نرمافزار در حال حاضر به صورت سیستمی و خودکار انجام میشود؛ وظایفی که پیشتر یکی از مبانی اصلی یادگیری و استخدام نیروهای تازهکار محسوب میشد. به بیان سادهتر، هوش مصنوعی نه تنها توجیه اقتصادی جذب نیروهای تازهکار را تضعیف کرده بلکه فرایند انتقال مهارت و پرورش نسل بعدی متخصصان را نیز با چالش جدی مواجه کرده است.
شکاف میان انتظارات برای دریافت دستمزد نیروهای کار و واقعیت بازار
مواردی که در بخشهای قبلی به آن اشاره شد، در نهایت منجر به کاهش سطح دریافت دستمزد نیروهای کار در حوزه فناوری شده است؛ این در حالی بوده که فارغالتحصیلان حوزه فناوری همچنان انتظار دارند همانند گذشته دستمزد بالایی دریافت کنند.
این فارغالتحصیلان معتقدند که نیروهای کار در شرکتهای بزرگ فناوری دستمزد بالایی دریافت میکنند. در نتیجه، پذیرش دستمزدی پایینتر از این سطح برای آنها حتی اگر میانگین حقوق پرداختی واقعی در بازار کار و در شرکتهای کوچکتر کمتر باشد، دشوار خواهد بود. چنین شرایطی، باعث ایجاد نارضایتی مداوم نیروی تازهکار شده و به همین دلیل هیچ کارفرمایی تمایل به استخدام چنین افرادی که از همان ابتدا نسبت به شرایط کاری به ویژه پرداخت دستمزدها دلزده هستند را ندارد.
آینگار در همین رابطه عنوان کرد: اگرچه انتظارات دستمزدی فارغالتحصیلان حوزه فناوری به واسطه شفافیت در بازار کار افزایش یافته است اما این موضوع را نمیتوان به تنهایی به عنوان توجیهی برای موج گسترده تعدیل نیرو در حوزه فناوری بیان کرد.
به گفته وی، آنچه امروز موجی از اخراج نیروی کار در حوزه فناوری را به راه انداخته است، به مدیریت مالی شرکتها نسبت داده میشود. شرکتهای مذکور از ابزارهای هوش مصنوعی به این دلیل که هزینه جذب و آموزش نیروهای تازهکار را کاهش دهند، استفاده میکنند و چنین موضوعی را نباید مرتبط با زیادهخواهی فارغالتحصیلان حوزه فناوری برای دریافت دستمزدهای بالاتر دانست.
بیثباتی در سیاستگذاریهای تجاری ایالات متحده آمریکا، به ویژه در زمینه وضع تعرفهها و عوارض کمرگی، باعث شده است شرکتها بسیاری از طرحهای سرمایهگذاری حتی در بخش استخدام به جز در حوزه هوش مصنوعی را به صورت موقت متوقف کنند. از سوی دیگر، اشباع بازار کار حوزه فناوری اگرچه فشار برای استخدام نیروی کار جوان و کمتجربه را کاهش داده اما فرصت بیشتری برای بهکارگیری متخصصان باتجربه ایجاد کرده است که تا حدود بسیار زیادی به حل مشکل محدودیت استخدام براساس شرایط سنی کمک میکند. شرایط مذکور حتی میتواند مهندسان نرمافزار کمتجربه و یا از کار تعدیل شده را به سمت کارآفرینی سوق دهد که احتمال شکلگیری استارتآپهای موفق را افزایش میدهد.
هوش مصنوعی؛ قربانی بازار کار یا بهانهای برای کاهش هزینهکردهای سازمانی؟
اگرچه نمیتوان هوش مصنوعی را عامل اصلی اخراج گسترده نیروهای کار دانست اما این مسئله بدان معنا نیست که این ابزار در آینده موجی از تعدیل نیرو در بخشهای مختلف را به راه نخواهد انداخت. آنچه در حال حاضر در خصوص تاثیر هوش مصنوعی بر افزایش اخراج نیروهای کار مطرح میشود، روایتی بوده که بیش از حد بزرگنمایی شده است. در حقیقت مدیران عامل شرکتهای فعال در حوزه فناوری برای توجیه تصمیمات خود به دنبال مقصر هستند و هوش مصنوعی در حال حاضر بهترین بهانه برای آنها محسوب میشود.
آینگار در پایان خاطرنشان کرد: بسیاری از شرکتها هنوز از هوش مصنوعی برای جایگزینی تعدادی از مشاغل استفاده نکردهاند و در حال حاضر این فناوری بیشتر نقش نمادین به ویژه برای جلب نظر سرمایهگذاران، مدیریت روحیه نیروی کار باتجربه و توجیه بازسازیهای سازمانی را دارد. در واقع هوش مصنوعی قربانی تغییرات ساختاری شرکتها به ویژه در بخش مدیریرت مالی آنها شده است. به عبارت دیگر، همانطور که در گذشته از جهانیسازی و خودکارسازی تولید برای توجیه بازسازی سازمانی و برونسپاری شرکتها استفاده میشد، اکنون هوش مصنوعی به بهانهای برای اخراجهای گسترده نیروهای کار بدل شده است.
در مجموع اگرچه در حال حاضر هوش مصنوعی بیشتر به بهانهای برای تعدیل نیروهای کار تبدیل شده است اما باید در نظر داشت که فشارهای اقتصادی ناشی از بهکارگیری هوش مصنوعی در صنایع افزایش یافته و اگر برای این چالش برنامهریزیای صورت نگیرد، ممکن است در آینده این ابزار به عامل اصلی چالش در بازار کار تبدیل شود.
انتهای پیام//