به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی «فلزاتآنلاین» و به نقل از پایگاه خبری «Inside Climate News»، گزارش اخیر موسسه «Giving Green» نشان میدهد که پیشرفت در توسعه فناوریهای مبتنی بر تولید انرژیهای پاک و همچنین اصلاح فرایندهای دشوار صدور مجوزهای فدرال میتواند مسیر حرکت آمریکا به سمت گذار به تجدیدپذیرها را هموار کند.
این خوشبینی در حالی مطرح میشود که صنعت انرژیهای تجدیدپذیر آمریکا طی ماههای اخیر با رکود و فشارهای قابلتوجهی مواجه بوده است. از زمان آغاز به کار دولت ترامپ، حملات گستردهای متوجه دو منبع اصلی انرژی پاک یعنی انرژی بادی و خورشیدی آغاز شده است. وی این فناوریها را بزرگترین فریب قرن خوانده است و همزمان، سیاستهایی را اجرا کرده که منتقدان آن را نوعی حمایت مستقیم از صنایع سوخت فسیلی میدانند. افزایش فروش امتیازهای حفاری نفت و گاز و زغالسنگ و الزام دولت برای واگذاری میلیونها هکتار از اراضی فدرال برای فعالیتهای معدنی از جمله این اقدامات به شمار میرود.
یکی از مهمترین اقدامات دولت، تصویب لایحه «One Big Beautiful Bill» بود که طی آن، روند حذف تدریجی تخصیص اعتبارات مالیاتی مربوط به پروژههای بادی و خورشیدی شتاب گرفت؛ اقدامی که در عمل، مانع از اجرای بسیاری از تعهدات دولت بایدن تحت قانون کاهش تورم آمریکا شده است. حتی پروژههای در حال ساخت نیز از پیامدهای تصمیم دولت ترامپ در امان نماندند. همچنین، دو پروژه بزرگ نیروگاه بادی ساحلی در شمالشرق آمریکا یعنی «Empire Wind 1» و «Revolution Wind» با دستور توقف همراه شدند و تنها پس از یک دوره تعلیق اجازه ادامه فعالیت پیدا کردند.
با وجود فشارهای فعلی در بخش انرژیهای تجدیدپذیر، موسسه «Giving Green» تصویری امیدوارکننده از آینده این حوزه ارائه کرده است. دن استاین، بنیانگذار و مدیر اجرایی این موسسه در همین رابطه، بیان کرد: اکنون زمان اقدام جسورانه و حرکت به سوی انرژیهای پاک فرا رسیده است.
در گزارش تازه این موسسه، دو مسیر کلیدی برای پیشبرد انرژی پاک از جمله تجاریسازی فناوریهای تولید انرژیهای پاک، به ویژه انرژی هستهای و انرژی زمین گرمایی و رفع موانع اجرایی با اصلاح سازوکارهای صدور مجوزهای فدرال که در حال حاضر سرعت توسعه انرژیهای پاک را کاهش دادهاند، ارائه شده است.
در گزارش مذکور این دیدگاه که توسعه انرژی پاک در دولت ترامپ محکوم به شکست بوده، به چالش کشیده شده است. به جای آن، استراتژی این موسسه بر همکاری مستقیم با دولت فدرال برای پیشبرد سیاستهای انرژی پاک استوار بوده و عقبنشینی به سمت فعالیت در این بخش، صرفا در سطح ایالتی و شهری نکوهش شده است.
در این گزارش، فناوریهای مبتنی بر انرژیهای تجدیدپذیر به فناوریهایی اطلاق میشود که قادر هستند برق را بدون انتشار گازهای گلخانهای، به طور مستمر و برای دورههای طولانی تامین کنند؛ این در حالی بوده که انرژی بادی و خورشیدی با چالش ناپایداری زمانی و فصلی در تولید انرژی مواجه هستند.
استاین در ادامه مطرح کرد: این دو منبع انرژی همچنان نقش مهمی در گذار به تجدیدپذیرها دارند اما توانایی آنها برای تامین برق پایدار و کافی محدود است.
به گفته وی، هرچه سهم انرژی بادی و خورشیدی در شبکه برق افزایش یابد، نیاز به خطوط انتقال عظیم برق و استقرار سامانههای پیشرفته ذخیره انرژی برای زمانهایی که امکان تولید برق از انرژی خورشیدی و بادی در فصل تابستان و یا زمستان وجود ندارد، بیشتر خواهد شد.
آرموند کوهن، مدیرعامل موسسه «Clean Air Task Force» که اخیرا کمکهزینه چهار میلیون دلاری از موسسه «Giving Green» دریافت کرده است، بر همین نکته تاکید کرد و گفت: صرفنظر از اینکه ۵۰ یا ۸۰ درصد از نیاز به برق با نیروگاههای بادی و خورشیدی تامین شود، اکنون این اجماع ایجاد شده است که فناوریهای فعلی در بخش تجدیدپذیرها، قادر به پوشش ۱۰۰ درصد نیازهای انرژی مصرفکنندگان در آینده نیستند.
در چنین شرایطی، استراتژی موسسه «Giving Green» بر حمایت از فناوریهایی متمرکز است که بیشترین نیاز به توسعه را دارند. این موسسه در گزارش خود توسعه دو فناوری نسل جدید انرژی زمین گرمایی و شکافت هستهای را در اولویت قرار داده است. این دو فناوری نسبت به فشارهای دولت ترامپ تا حد زیادی مصون مانده و حتی مورد حمایت مستقیم دولت وی قرار گرفته است. در همین راستا، نخستین دستور رسمی وزیر انرژی آمریکا بر توسعه انرژی هستهای پیشرفته و زمین گرمایی تاکید شده و حتی در قانون موسوم به قانون «One Big Beautiful Bill»، اختصاص اعتبارات مالیاتی برای این پروژهها حفظ شده است.
توسعه نیروگاههای زمین گرمایی طی دههها عمدتا محدود به مناطقی با فعالیت زمینساختی و آتشفشانی بوده است اما پیشرفتهای صنعتی در حوزه نفت و گاز، به ویژه روش حفاری افقی و شکست هیدرولیکی، افقهای جدیدی برای توسعه این منبع انرژی فراهم کردهاند.
جیمی برد، مدیرعامل سازمان غیردولتی «Project InnerSpace» در همین راستا، عنوان کرد: اکنون میتوان منابع انرژی زمین گرمایی در عمق زمین را در مناطقی هدف قرار داد که پیشتر خارج از دسترس بودند. این سازمان ابزار نوینی به نام «GeoMap» توسعه داده است که برخلاف نمونههای مشابه، صدها لایه داده سطحی و زیرسطحی را برای برآورد هزینه و امکانسنجی پروژههای زمین گرمایی در هر نقطه از جهان تحلیل میکند.
وی با اشاره به اینکه سرمایهگذاران برای بررسیهای فنی، دولتها برای تدوین سیاستها و همه شرکتهای نوپا از این ابزار بهره میبرند، تصریح کرد: این پیشرفتها در کنار پروژههای آزمایشی موفق که از طریق شرکت «GeoFund» توسعه یافتهاند، میتوانند انرژی زمین گرمایی را به گزینهای جذاب برای شرکتهایی تبدیل کنند که عمدتا به استخراج سوختهای فسیلی متکی هستند.
برد در ادامه خاطرنشان کرد: اگر بتوان یک مدل مقرونبهصرفه برای توسعه انرژی زمین گرمایی طراحی کرد که برای صنعت نفت و گاز نیز سودآور و جذاب باشد، در حقیقت امکان توسعه آن در مقیاس جهانی فراهم خواهد شد.
مدیرعامل سازمان غیردولتی «Project InnerSpace» به نشانههایی از افزایش تمایل روزافزون صنعت نفت و گاز به این حوزه طی سالهای اخیر اشاره کرد و افزود: به عنوان مثال، شرکت «Devon Energy» در ابتدای سال ۲۰۲۴ حدود ۱۰۰ میلیون دلار در یک شرکت نوپای فعال در بخش انرژی زمین گرمایی مستقر در شهر هیوستون، ایالت تگزاس سرمایهگذاری کرد. پیشتر نیز شرکتهای بریتیش پترولیوم و «Chevron» در سال ۲۰۲۱ در جذب سرمایه ۴۰ میلیون دلاری برای شرکت «Eavor Technologies» مشارکت داشتند.
با این وجود، تحقق کامل چشمانداز موردنظر هنوز به زمان نیاز دارد. براساس گزارش سال ۲۰۲۴ آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، تنها حدود ۱۵ درصد از ظرفیت انرژی زمین گرمایی جهان در اختیار شرکتهای نفت و گاز است و این دو صنعت در مقایسه با سایر سرمایهگذاریهای صورت گرفته در بخش انرژی پاک، مشارکت کمتری در حوزه انرژی زمین گرمایی داشتهاند.
فناوریهای پیشرفته شکافت هستهای نیز در گزارش موسسه «Giving Green» به عنوان یکی از فرصتهای کلیدی برای توسعه تولید انرژی پاک و پایدار معرفی شدهاند. در حال حاضر، انرژی هستهای حدود ۲۰ درصد از برق ایالات متحده آمریکا را تامین میکند اما رشد ظرفیت جدید آن با چالشهای هزینهای قابل توجهی مواجه است.
استاین در همین رابطه اظهار داشت: مقررات سختگیرانه رعایت نکات ایمنی که پس از حادثه نشت رادیواکتیو نیروگاه «Three Mile Island» در سال ۱۹۷۹ میلادی وضع شد، فرایند صدور مجوزهای جدید را پیچیده و طولانیتر کرده است. علاوهبراین، ماهیت عظیم پروژههای هستهای موجب میشود این طرحها با همان موانع اداری و الزامات زیرساختی مواجه شوند که پروژههای بزرگ عمرانی مانند احداث خطوط مترو در نیویورک با آن روبهرو هستند.
با وجود این محدودیتها، وی معتقد بوده پیشرفتهای فناورانه طی سالهای اخیر فرصتهایی ایجاد کرده است که میتواند ساخت نیروگاههای هستهای جدید را سریعتر و کمهزینهتر کند. از طرفی، مزیت طراحیهای نسل جدید راکتورهای هستهای در ماژولار بودن آنها نهفته است.
همچنین گزارش موسسه «Giving Green» به چالشهای مهمی در راستای توسعه فناوریهای هستهای اشاره میکند. مدیر اجرایی موسسه مذکور معتقد است فناوریهای هستهای پیشرفته مشابه فناوریهای نسل جدید انرژی زمین گرمای هنوز به بلوغ کامل نرسیدهاند و برای رسیدن به مقیاس رقابتی نیازمند سرمایهگذاری پایدار در زمینه تحقیق، توسعه و اجرای پروژههای آزمایشی هستند.
این گزارش همچنین خطراتی را در خصوص میزان قطعیت پیشرفت فناوری و تاثیر شرایط سیاسی بر توسعه انرژی هستهای مطرح میکند. علاوه بر محورهای فناورانه، گزارش مذکور بر این نکته تاکید دارد که توسعه همه اشکال انرژی پاک از جمله انرژی بادی و خورشیدی، نیازمند اصلاح ساختارهای نظارتی از جمله تسریع روند صدور مجوزهای فدرال و مدرنسازی فرایند اتصال نیروگاهها به شبکه برق سراسری است.
اصلاح نظام مجوزدهی فدرال طی ماههای اخیر به طور قابل ملاحظهای توجه دو حزب سیاسی آمریکا را به خود جلب کرده و از سوی بخشهای مختلف صنعت انرژی نیز حمایت شده است. یکی از مهمترین طرحهای قانونی در این زمینه، طرح «SPEED» است که توسط بروس وسترمن، رئیس جمهوریخواه کمیته منابع طبیعی مجلس نمایندگان و جرد گلدن، عضو دموکرات این کمیته ارائه شده است.
در این طرح، اصلاحات گستردهای در نحوه اجرای قانون سیاست ملی حفاظت از محیطزیست (NEPA) که ستون فقرات قوانین زیستمحیطی آمریکا به شمار میرود، پیشنهاد شده است. از جمله این اصلاحات میتوان به محدود کردن پروژههایی که نیازمند بررسی قانون سیاست ملی حفاظت از محیط زیست هستند، کاهش دامنه این بررسیها، سختتر کردن امکان ابطال تصمیمات ادارات فدرال توسط دادگاهها و اعمال ضربالاجل ۱۵۰ روزه برای شکایت علیه تصمیمات اداره صادرکننده این مجوز اشاره کرد.
با وجود این، برخی دموکراتها و گروههای حامی محیط زیست نسبت به توزیع عادلانه مزایای چنین اصلاحاتی میان بخشهای مختلف بخش انرژی آمریکا تردید دارند. مایک لوین، نماینده حزب دموکرات ایالت کالیفرنیا، در یکی از جلسات استماع درباره این طرح، بیان کرد: در شرایطی که حملات آشکار علیه انرژی خورشیدی و بادی در آمریکا ادامه دارد، هرگونه مذاکره برای تسریع صدور مجوزها با تردید مواجه است.
مارلین تویچل، وکیل ارشد در شرکت حقوقی «Western Environmental Law Center» نیز طی بیانیهای هشدار داد که با توجه به اعلان جنگ دولت ترامپ علیه پروژههای انرژی تجدیدپذیر، این طرح عملا تنها موجب تسریع بحران اقلیمی و تشدید آتشسوزیها، سیلابها، خشکسالیها، طوفانها و گرمای شدید در آمریکا خواهد شد.
استاین ضمن پذیرش این نگرانیها، یافتن راهحل برای رفع این چالشها را امکانپذیر دانست و مطرح کرد: برخی سناتورها اعلام کردهاند که اگر قرار است اصلاحاتی در صدور مجوزهای بخش انرژی انجام شود، باید تضمینهای قانونی مشخصی وجود داشته باشد تا دولت نتواند پروژههای تجدیدپذیر را لغو کند؛ چنین شروطی میتواند در متن قوانین گنجانده شود.
از دید مدیر اجرایی موسسه «Giving Green»، پیشرفتهای فناورانه، حمایت هر دو حزب آمریکا از فناوریهای مبتنی بر تولید انرژی پاک پایدار و امکان دستیابی به مصالحه برای تسهیل توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، چشمانداز امیدوارکنندهای را حتی در فضای سیاسی کنونی پیشروی صنعت انرژی قرار میدهد.
استاین یادآور شد: با وجود تمام چالشها، جامعه مدنی هنوز ابزارهای بسیاری برای اقدام علیه توسعه بخش انرژی داخلی دارد.
کوهن نیز این دیدگاه را تایید و خاطرنشان کرد: مسئله جلوگیری از تغییرات اقلیمی یک دو ماراتن است و نه یک مسابقه دو سرعت. بنابراین، این دوران نیز گذرا خواهد بود.
انتهای پیام//