به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی «فلزاتآنلاین» و به نقل از موسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک، به دلیل وابستگی بلندمدت اقتصاد چین به صنایع سنگین، الگوی مصرف فولاد در این کشور از نظر حجم و ساختار، ویژگیهای منحصربهفردی دارد؛ به نحوی که با وجود کند شدن نرخ رشد اقتصادی، این بخش هنوز از مقیاس و اهمیت قابل توجهی برخوردار است.
چین بیش از نیمی از فولاد جهان را تولید میکند و حدود یکچهارم از کل انتشار جهانی کربن را به خود اختصاص داده است. با این حال، افت فعالیتهای ساختوساز و پروژههای زیرساختی به کاهش تقاضای داخلی فولاد انجامیده و تداوم وضعیت مازاد عرضه این فلز همراه با رشد صادرات آن، تشدید تنشهای تجاری چین با ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا را به دنبال داشته است.
این فشارها نشان میدهد که مدل توسعه مبتنی بر سرمایهگذاری که طی دو دهه گذشته جهتگیری بازارهای جهانی را تعیین کرده بود، اکنون به حداقل ظرفیت و محدودیتهای خود نزدیک شده است. این امر همچنین نشاندهنده یک تغییر مسیر اساسی برای تولیدکنندگان فولاد در چین، تامینکنندگان عمده سنگآهن و روند جهانی کاهش انتشار کربن در صنایع سنگین است.
میزان مصرف فولاد در اقتصاد چین
طبق آمارهای اعلامشده در سال ۲۰۰۰، مصرف فولاد در چین حدود ۱۲۴ میلیون تن بود؛ رقمی که تقریبا همسطح با ایالات متحده آمریکا و کمتر از ۱۶۸ میلیون تن فولاد مصرفی اتحادیه اروپا محسوب میشود. تا سال ۲۰۲۰، میزان مصرف فولاد چین از یک میلیارد تن در سال فراتر رفت؛ در حالی که میزان مصرف آن در اتحادیه اروپا در همان سال به ۱۳۱ میلیون تن کاهش یافت.
در حال حاضر میزان مصرف فولاد در اقتصاد چین به قدری بالاست که توصیف آن دشوار است. در چارچوب معمول رشد اقتصادی، مصرف فولاد کشورها همزمان با رشد اقتصادی تا زمانی که درآمد سرانه به حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار دلار برسد، افزایش مییابد؛ در این نقطه، نیاز به فولاد کاهش خواهد یافت زیرا زیرساختها و سرمایهگذاریها به ویژه در بخش ساختوساز عمدتا به پایان رسیده است و تقاضا محدود میشود. به همین دلیل، مصرف فولاد در بخش ساختوساز در اقتصادهای در حال توسعه بالاتر است اما در کشورهای توسعهیافته سهم صنعت خودرو بیشتر از بخش مذکور میشود.
نکته جالب در مورد چین اینکه این کشور از چنین الگو و چارچوبی پیروی نکرده است. توسعه این کشور مبتنی بر سرمایهگذاری سنگین در زیرساخت و صنایع بنیادی بود و فولاد در مرکز این راهبرد قرار داشت. این ساختار موجب شد مصرف سرانه فولاد در سطوح درآمدی بسیار پایینتر از استاندارد جهانی افزایش یابد. بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰، حدود ۶۰ درصد مصرف فولاد چین مربوط به بخشهای ساختوساز و زیرساخت بود؛ هرچند این سهم طی سالهای اخیر کاهش یافته است.
افزایش ظرفیت تولید فولاد و پیامدهای زیستمحیطی آن
ظرفیت تولید داخلی فولاد چین به سرعت افزایش یافت تا پاسخگوی این تقاضای عظیم باشد؛ به طوری که در سال ۲۰۲۴، حدود ۵۵ درصد تولید جهانی این فلز به چین اختصاص داشت. از سوی دیگر، ظرفیت تولید داخلی فولاد طی سالها از میزان تقاضا فراتر رفت و انگیزههایی را برای رشد صادرات ایجاد کرد. حتی پیش از آغاز دولت دوم ترامپ، صادرات فولاد چین بارها توسط اتحادیه اروپا و هند به دلیل فروش فولاد با قیمت پایین و بهرهگیری از یارانههای دولتی متهم شده بود.
طبق آمارها، حدود ۹۰ درصد فولاد چین از طریق روش کوره بلند و فولادسازی به روش اکسیژن قلیایی (BOF) و با استفاده از سنگآهن تولید میشود. همچنین، استفاده گسترده از زغالسنگ در فرایند تولید فولاد موجب شده است سهم این صنعت در انتشار کربن به طرز قابلتوجهی افزایش یابد و بالاترین سهم را نسبت به دیگر صنایع داخلی در رابطه با کربن تولیدی به خود اختصاص دهد.
یکی از راههای کاهش انتشار کربن، جایگزینی کورههای بلند با کورههای قوس الکتریکی است که از قراضه فولادی به جای سنگآهن استفاده میکند. در حال حاضر تنها ۱۰ درصد فولاد چین مبتنی بر روش کوره قوس الکتریکی تولید میشود و با وجود پیشرفت قابل توجه چین در فناوریهای سبز، توسعه این شیوه تولید در صنعت فولاد داخلی به کندی پیش میرود.
کمبود قراضه فولادی در اقتصاد چین، برخلاف سایر اقتصادهای توسعهیافتهتر را میتوان یکی از عوامل اصلی این روند در صنعت فولاد این کشور عنوان کرد. علاوهبراین، بسیاری از واحدهای فولادسازی تنها چندین ماه است که فرایند تولید خود را آغاز کردهاند.
طبق گزارش شرکت «Wood Mackenzie»، میانگین عمر واحدهای فولادسازی چین تنها ۱۲ سال است. ناگفته نماند نگرانی برخی مقامات استانی و فعالان صنعتی چین درباره فشار بر شبکه برق در صورت توسعه کورههای قوس الکتریکی نیز مانعی دیگر در این مسیر محسوب میشود.
افزایش بیسابقه تقاضای سنگآهن
براساس آمارهای ارائه شده در سال ۲۰۲۴، چین حدود ۳۰ درصد از تولید جهانی سنگآهن را در اختیار دارد اما بخش عمده نیاز خود را از خارج تامین میکند زیرا سنگآهن داخلی عموما کمعیارتر بوده و هزینه استخراج بالایی دارد.
تقاضای بسیار بالای چین برای سنگآهن طی دو دهه گذشته باعث شده است استرالیا و برزیل ظرفیت تولید خود را به شدت افزایش دهند. در همین راستا، ظرفیت تولید سنگآهن استرالیا از ۲۶۷ میلیون تن در سال ۲۰۰۰، به ۹۷۰ میلیون تن در سال ۲۰۲۴ رسید. در حال حاضر سنگآهن بزرگترین کالای صادراتی استرالیا محسوب میشود و در برزیل این ماده معدنی پس از سویا در رتبه دوم قرار دارد.
پنج شرکت بزرگ از جمله «BHP»، «Fortescue»، شرکت «Hancock Prospecting» و «Rio Tinto» از استرالیا و همچنین شرکت «Vale» از برزیل حدود ۷۵ تا ۸۰ درصد سنگآهن بازار جهانی را تامین میکنند و چین نزدیک به ۷۵ درصد واردات جهانی این ماده معدنی را به خود اختصاص داده است.
حجم عظیم تجارت سنگآهن میان برزیل و چین، منجر به طراحی نسل جدیدی از کشتیهای فلهبر موسوم به «VLOC» یا «Valemax» شد که مخصوص مسیر طولانی برزیل تا چین ساخته شدهاند. لازم به ذکر است که این شرکتها بیش از سایر بازیگران در برابر رکود احتمالی تولید فولاد چین یا کاهش استفاده از کورههای بلند آسیبپذیرند.
با وجود اینکه چین بالاترین سهم را در واردات سنگآهن در بازار جهانی به خود اختصاص داده، دولت این کشور بارها مدعی شده است که این پنج شرکت عملا بازار را به انحصار خود درآوردهاند. در سال ۲۰۲۲، چین برای افزایش کنترل خود بر قیمتهای بازار سنگآهن، شرکت «CMRG» را به منظور متمرکزسازی خرید این ماده معدنی راهاندازی کرد.
گزارشهایی غیررسمی در ماه سپتامبر همان سال منتشر شد، مبنی بر اینکه چین پس از ناکامی در خصوص مذاکرات بر سر تعیین قیمتها، واردات سنگآهن از شرکت «BHP» استرالیا را متوقف کرد. از سوی دیگر، عرضه محمولههای جدید سنگآهن در بازار نیز موقعیت چین را برای اعمال نفوذ تقویت کرده است.
یکی از مهمترین منابع جدید سنگآهن در بازار جهانی، پروژه «Simandou» در گینه بوده که قرار است تا پایان سال ۲۰۲۵ وارد مدار تولید شود. براساس ارزیابیهای صورت گرفته، حدود ۵ درصد عرضه جهانی سنگآهن توسط پروژه «Simandou» تامین خواهد شد. تعدادی از شرکتهای چینی، شرکت «Rio Tinto» و دولت گینه از جمله بزرگترین سهامداران این پروژه به شمار میروند. قابل ذکر است سنگآهن پروژه «Simandou» از عیار بسیار بالایی برخوردار بوده و برای فولادسازانی که به دنبال کاهش انتشار هستند، جذابیت ویژهای خواهد داشت.
تحولات اخیر در بازار فولاد چین
براساس برآورد انجمن جهانی فولاد، مصرف ظاهری فولاد در چین (بر اساس ظرفیت تولید، منهای صادرات و تغییرات موجودی ذخایر انبارها) در سال ۲۰۲۰ با یک میلیارد تن به اوج خود رسید اما در پایان سال ۲۰۲۴ به ۸۵۷ میلیون تن کاهش یافت. انتظار میرود مصرف ظاهری فولاد در چین در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال گذشته میلادی روند نزولی بیشتری را تجربه کند. رکود بلندمدت بخش ساختوساز و بهویژه املاک و مستغلات، مهمترین عامل این کاهش در چین محسوب میشود.
در مقابل، تقاضای فولاد در بخش خودرو و همچنین صنایع مرتبط با انرژیهای نو نظیر خودروهای الکتریکی و توربینهای بادی رو به افزایش است اما مقیاس این بخشها هنوز بسیار کوچکتر از بخش ساختوساز است و نمیتواند کاهش اخیر مصرف فولاد در بخش مذکور را جبران کند.
تولید فولاد چین نیز در سال ۲۰۲۰ به اوج رسید و در ماه سپتامبر ۲۰۲۵ نسبت به مدت مشابه سال ۲۰۲۴ با کاهش ۴٫۶ درصدی مواجه شد. با این حال، میزان تولید فولاد هنوز کمتر از کاهش مصرف بوده و همین امر موجب تداوم مازاد عرضه این فلز در بازار چین شده است.
در سال ۲۰۲۴، صادرات فولاد چین به دلیل این مازاد عرضه به طور کمسابقهای افزایش یافت و به ویژه در بازارهای جنوبشرق آسیا عرضه شد. براساس آمارهای منتشر شده، حجم صادرات سالانه فولاد چین به ۱۱۰ میلیون تن رسید؛ در حالی که میانگین سالانه معمول آن حدود ۷۵ میلیون تن بود.
گمانهزنیهای گستردهای مبنی بر اینکه فولاد تولیدی چین در کشورهای جنوبشرق آسیا دوباره بستهبندی شده و با برچسب صادراتی این کشورها روانه بازارهای جهانی میشود تا از محدودیتهای تجاری علیه فولاد چین عبور کند، وجود دارد؛ البته این روند طی سالها در مقیاسهای مختلف رخ داده و در سال ۲۰۲۴ شدت گرفت اما به نظر میرسد از سال ۲۰۲۵ رو به کاهش است.
افزایش صادرات فولاد چین موجب شد کشورهای متعددی از اقتصادهای توسعهیافته تا در حال توسعه سیاستگذاریهای حمایتی و محدودکننده جدیدی علیه فولاد چین اعمال کنند. دادههای انجمن فولاد چین نشان میدهد که تا ماه فوریه ۲۰۲۵، در مجموع ۲۹ پرونده تجاری علیه فولاد چین ثبت شده است؛ در حالی که این رقم در فاصله سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳ تنها ۱۵ مورد بود.
با وجود این، حجم صادرات فولاد خام چین در ۹ ماهه سال ۲۰۲۵ همچنان ۹٫۲ درصد رشد سالانه را به ثبت رساند؛ اگرچه انتظار میرود که با شدت گرفتن محدودیتهای تجاری، صادرات فولاد چین طی ماههای پیشرو و در سال ۲۰۲۶ روند نزولی بیشتری به خود بگیرد.
این فشارها بهویژه پس از آن تشدید شد که کمیسیون اروپا در ماه اکتبر ۲۰۲۵ اعلام کرد تعرفه واردات فولاد از چین را دو برابر کرده و به ۵۰ درصد رسانده است. همچنین، سقف واردات فولاد تولیدی چین در قاره سبز بدون در نظر گرفتن تعرفهها، حدود ۴۷ درصد کاهش یافت و به ۱۸٫۳ میلیون تن محدود شد.
این تصمیم تا حدی واکنش اروپا به افزایش تعرفه واردات فولاد در آمریکا به ۵۰ درصد در اوایل سال ۲۰۲۵ بود؛ چراکه تولیدکنندگان اروپایی نگران بودند فولاد ارزانقیمت که با سد تعرفهای در آمریکا مواجه شده، بازار این قاره را اشباع خواهد کرد.
در چنین شرایطی، واردات سنگآهن چین طی ماههای ژانویه تا سپتامبر ۲۰۲۵ تنها ۰٫۱ درصد کاهش یافت که نسبتا قابل قبول ارزیابی میشود. با این حال، کاهش موجودی ذخایر انبار سنگآهن در بنادر چین به یکی از عوامل رشد قیمت این ماده معدنی در بازار جهانی تبدیل شده است.
چشمانداز بازار فولاد و سنگآهن چین
با توجه به ادامه تغییر رویکرد اقتصاد چین از رشد مبتنی بر زیرساخت به سمت بخشهای مصرفمحور، انتظار میرود مصرف داخلی فولاد همچنان کاهش یابد. از آنجایی که افزایش صادرات فولاد نیز قادر به جبران این روند نیست، احتمال دارد حجم مازاد عرضه آن طی سالهای پیشرو تشدید شود. در نهایت، کاهش تقاضا و افت قیمت فولاد، تولیدکنندگان را ناگزیر به کاهش ظرفیت تولید خواهد کرد؛ هرچند با توجه به حساسیت دولت چین نسبت به حفظ نرخ اشتغال، این تعدیل به کندی پیش خواهد رفت.
همزمان، انتظار میرود واردات سنگآهن چین طی چند سال آینده کاهش یابد؛ روندی که با اهداف غیررسمی دولت این کشور نیز همسو است. از طرفی، دولت چین سهم کورههای قوس الکتریکی در صنعت فولاد را ۱۵ درصد برای سال ۲۰۲۵ و ۲۰ درصد برای سال ۲۰۳۰ تعیین کرده است.
در همین رابطه، اگرچه دستیابی به هدفگذاری سال ۲۰۲۵ بعید به نظر میرسد اما رسیدن به اهداف در نظر گرفته شده تا سال ۲۰۳۰ محتمل است. همچنین از آنجایی که بیش از دو دهه از آغاز رونق ساختوساز در چین گذشته، اکنون حجم بیشتری از قراضه آهنی در دسترس قرار گرفته است. به علاوه، طول عمر ساختمانها در چین بر خلاف اروپا کمتر است و این مسئله سرعت تولید قراضه را افزایش میدهد. علاوهبراین، دولت با تشکیل کارگروه «China Resources Recycling Group» تلاش دارد زیرساختهای بازیافت داخلی را تقویت کند. گسترش شبکه برق پاک نیز باعث میشود تولید فولاد از طریق روش کوره قوس الکتریکی با انتشار آلایندگی بسیار کمتری همراه باشد.
در حال حاضر انگیزههای مالی بیشتری برای گذار از تولید مبتنی بر زغالسنگ به روش کوره قوس الکتریکی در صنعت فولاد چین ایجاد شده است. قیمتگذاری کربن که اخیرا به بخش فولاد چین نیز تعمیم یافته است، اگرچه برای بازدارندگی تولید کربن کافی نیست اما احتمال افزایش قیمت آن وجود دارد. سازوکار تعدیل کربن تولیدی اتحادیه اروپا که قرار است در سال ۲۰۲۶ اجرا شود نیز میتواند فشار بیشتری بر بازار زغالسنگ ایجاد کند؛ چراکه تولید فولاد با روش کوره قوس الکتریکی، امکان دور زدن این اعتبارات کربنی را فراهم خواهد کرد.
کاهش ظرفیت تولید فولاد و افزایش سهم روش کوره قوس الکتریکی در چین، به احتمال زیاد منجر به افت قابل توجه واردات سنگآهن این کشور خواهد شد. این روند زمینهساز ادغام بخش سنگآهن در بخش معدن چین شده و احتمال تعطیلی معادن پرهزینه یا کمعیار وجود دارد. از سوی دیگر، کاهش تدریجی عیار سنگآهن استرالیا نیز رقابتپذیری این کشور را کاهش میدهد و موجب افت قیمت آن در بازارهای جهانی خواهد شد زیرا سنگآهن پرعیار به مصرف کمتر زغالسنگ ککشو نیاز دارد و گزینهای با بهرهوری بالاتر و کاهش کربن تولیدی بیشتر محسوب میشود.
با این وجود، چشمانداز جهانی برای همه تولیدکنندگان سنگآهن تیره نیست. در همین راستا، هند برنامهای بلندپروازانه برای افزایش تولید فولاد دارد. طبق گزارشهای ارائه شده، ظرفیت تولید فولاد این کشور در سال ۲۰۲۴ رشد ۸ درصدی را تجربه کرد و در ۶ ماهه منتهی به آگوست ۲۰۲۵ نیز حدود ۱۰٫۲ درصد رشد سالانه را به ثبت رساند.
دولت هند همچنین قصد دارد ظرفیت تولید فولاد را تا سال ۲۰۳۰ به ۳۰۰ میلیون تن برساند؛ در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۰۰ میلیون تن بود. با این وجود، هند چهارمین تولیدکننده بزرگ سنگآهن جهان است و ذخایر قابل توجهی از این ماده معدنی را در اختیار دارد. به علاوه، این کشور یکی از صادرکنندگان بزرگ سنگآهن نیز محسوب میشود؛ اگرچه ممکن است طی سالهای آینده واردات سنگآهن به این کشور افزایش یابد.
اقتصادهای جنوبشرق آسیا از جمله اندونزی، مالزی و ویتنام نیز در حال برنامهریزی برای افزایش تولید فولاد هستند و بدون شک نیازمند واردات سنگآهن خواهند بود. با این حال، به دلیل کمبود منابع اولیه داخلی، این کشورها نیز در حال حرکت به سمت توسعه تولید فولاد مبتنی بر روش کوره قوس الکتریکی هستند.
در مجموع، اگر کاهش تولید فولاد چین و افزایش سهم کوره قوس الکتریکی مطابق انتظار پیش برود، بازار سنگآهن با مازاد عرضه گسترده مواجه میشود و قیمتها کاهش خواهد یافت.
ادغام بخش سنگآهن در بخش معدن چین نیز محتمل است که فشار مالی بر معادن پرهزینه و کمعیار را افزایش خواهد داد. با وجود این، در کشورهایی غیر از استرالیا و برزیل، احتمال حمایت دولت برای حفظ برخی ظرفیتهای تولید سنگآهن وجود دارد؛ چراکه فولاد و مواد اولیه آن همچنان بخشی راهبردی در سیاست صنعتی بسیاری از کشورها به شمار میروند.
انتهای پیام//