به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی «فلزاتآنلاین» و به نقل از رسانه «AI Journal»، برای تولیدکنندگان نفت و گاز آمریکا، به ویژه عرضهکنندگان گاز طبیعی، زیرساخت در حال گسترش هوش مصنوعی میتواند به معنای یک منبع تقاضای جدید و پایدار باشد.
گسترش مراکز داده هوش مصنوعی به تدریج منجر به شکلگیری طبقهای نوین از مصرفکنندگان انرژی شده است؛ مصرفکنندگانی که علاوه بر حجم بالای تقاضا، ماهیتی پایدار و مستمر دارند. با عمیقتر شدن نفوذ هوش مصنوعی در فرایندهای روزمره، شرایطی ایجاد شده است که نیاز این فناوری به انرژی نهتنها کاهش نیافته بلکه روندی به شدت صعودی به خود گرفته است.
رشد مصرف انرژی در بخش هوش مصنوعی و نقش نیروگاههای گازی
انجام محاسبات هوش مصنوعی به طور ذاتی به مصرف انرژی بسیار بالایی نیاز دارد. فرایندهایی مانند آموزش مدلهای زبانی بزرگ، توسعه سیستمهای بینایی ماشین و اجرای پردازشهای استنتاجی، تنها با بهرهگیری از زیرساختهای عظیم رایانشی ممکن بوده که خود به طور کامل به دسترسی به انرژی برق پایدار وابسته است.
براساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی، مصرف برق مراکز داده در سال ۲۰۲۲ به حدود ۴۶۰ تراواتساعت رسید. پیشبینی میشود این رقم تا سال ۲۰۲۶ و عمدتا به دلیل رشد هوش مصنوعی، به میزان دو برابر افزایش یابد.
در ایالات متحده آمریکا، این مراکز داده عموما در مناطقی مستقر میشوند که دسترسی به انرژی ارزان، زیرساخت فیبر نوری پیشرفته و منابع تامین برق پایدار فراهم باشد. در این میان، گاز طبیعی به شکل فزایندهای به یکی از منابع اصلی تامین انرژی برای پاسخگویی به این تقاضا تبدیل شده است.
راهکارهای تامین انرژی مستقیم برای مراکز داده هوش مصنوعی
با وجود آنکه انرژیهای بادی و خورشیدی نقشی کلیدی در تامین انرژی آتی مراکز داده ایفا میکنند اما ماهیت متناوب تولید این منابع، در حال حاضر همخوانی چندانی با نیاز پایدار و بیوقفه سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی ندارد. در مقابل، گاز طبیعی به سبب داشتن کنترلپذیری مطلوب و قابلیت اطمینان با هدف دسترسی پایدار، راهکاری موثر برای تامین بار پایه شبکه برق به شمار میرود.
حتی در برخی مناطق، توسعهدهندگان به راهحلهای تامین برق مستقیم و بدون واسطه روی آوردهاند. یکی از این روشها، احداث نیروگاههای اختصاصی بوده که از گاز طبیعی یا حتی دیگر ذخایر انرژی فسیلی برای تامین انرژی خود استفاده میکنند. برخی دیگر نیز به واحدهای تولید سیار متکی بر سوخت دیزلی یا گاز طبیعی مایع متوسل شدهاند.
این روشهای نوظهور، فرصتهای تازهای را پیشروی تولیدکنندگان صنایع بالادستی گاز طبیعی، بهویژه برای آندسته از فعالانی که در نزدیکی مراکز داده یا مسیرهای انتقال انرژی فعالیت میکنند، قرار داده است.
تقاضای فزاینده برق ضرورت همافزایی را ایجاب میکند
به طور کلی، برنامهریزی برای تامین برق در حیطه مسئولیت شرکتهای توزیع و صنایع میانی بوده اما اکنون ظهور زیرساختهای مبتنی بر هوش مصنوعی این معادله را دگرگون ساخته است.
امروزه از تولیدکنندگان صنایع بالادستی انتظار میرود مستقیما با خریداران عمدهای وارد تعامل شوند که نه تنها مصرف انرژی بالایی دارند بلکه براساس چارچوبهای زمانی و انتظارات متفاوت نیز عمل میکنند.
این تحول، دو پرسش کلیدی را به طور ملموس برای صنعت تامین برق مطرح کرده است و آن اینکه آیا ظرفیت شبکههای انتقال برق در مناطق هدف، پاسخگوی نیاز فزاینده مراکز داده خواهد بود؟ آیا میتوان چارچوبهای قراردادهای بلندمدت را برای تامین گاز با مشتریانی طراحی کرد که الگوی مصرفی متعارف و مشخصی ندارند؟
به بیان سادهتر، طرح این پرسشها تنها ماهیت فنی و لجستیکی ندارند بلکه نیازمند الگوهای نوین همکاری نیز هستند. از این رو، تولیدکنندگان شرکتهای فعال در حوزه فناوری و متصدیان شبکه برق ناگزیرند که اکنون با یکدیگر به منظور تامین برق همکاری کنند.
الزامات جدید تامین پایدار برق مراکز داده
این ضرورت همکاری در مناطقی که هماکنون نیز در آستانه اشباع ظرفیت انرژی قرار دارند، مهم ارزیابی میشود. مناطقی مانند شمال ایالت ویرجینیا و تگزاس که بیشترین تراکم مراکز داده را در خود جای دادهاند، نمونههای بارز این پویایی به شمار میرود. در چنین مناطقی، در حال حاضر گاز طبیعی سهم تامین بیش از ۴۰ درصد و حتی بیشتر از سبد انرژی مراکز داده را به خود اختصاص داده است.
ناگفته نماند که با تحت فشار قرار گرفتن ظرفیت شبکه برق، انتظارات برای دسترسی تضمینی و پایدار به آن نیز افزایش خواهد یافت. در همین راستا، ممکن است نحوه انعقاد قراردادهای بلندمدت تغییر پیدا کند. همچنین، تولیدکنندگانی که توانایی همگام شدن با این تحولات را داشته باشند، نهتنها از محل فروش گاز بلکه از طریق جذب شرکای صنعتی جدید نیز سود خواهند برد.
پیوند ناگسستنی هوش مصنوعی و زیرساختهای انرژی
اگرچه هوش مصنوعی پدیدهای ناملموس و انتزاعی به نظر میرسد اما زیرساخت آن ریشه در راهاندازی ابزارهای فیزیکی وابسته به انرژی دارد. به منظور تداوم فعالیت، خنک کردن و نگهداری هر سرور در مراکز داده به دسترسی به انرژی پایدار نیاز خواهد بود.
در حقیقت مراکز داده عرضه و تقاضای انرژی مورد نیاز خود را در همان بازاری مدیریت میکنند که صنایع بزرگ در آن فعال هستند و این همپوشانی به سرعت در حال افزایش است؛ البته در آینده مراکز داده بیش از پیش در مجاورت زیرساختهای کلیدی انرژی راهاندازی خواهد شد.
ضرورت برنامهریزی یکپارچه برای تامین انرژی مراکز داده
به طور قطع، انتظار میرود که صنایع نفت و گاز به تنهایی بار توسعه مبتنی بر هوش مصنوعی را به دوش نکشند. انرژیهای تجدیدپذیر، هستهای، فناوریهای مبتنی بر سیستم ذخیره انرژی و نوسازی شبکههای انتقال، همهوهمه جزئی ضروری از راهحل تامین انرژی مراکز داده خواهند بود. انتظار میرود در آینده قابل پیشبینی، سوختهای فسیلی همچنان به عنوان یکی از گزینههای اصلی تامین انرژی مراکز داده هوش مصنوعی باقی بمانند.
لازم به ذکر است که این موضوع تنها به آمریکا محدود نمیشود. در سطح جهانی، تقاضای فزاینده مراکز داده مرتبط با هوش مصنوعی در حال تاثیرگذاری بر نحوه نگرش کشورها به مقولاتی نظیر تابآوری انرژی، تنوعبخشی به منابع شبکه و تامین سوخت است. در اروپا و بخشهایی از آسیا نیز روندهای مشابهی در حال شکلگیری است. با این وجود، این تغییرات تحت تاثیر محدودیتهای بازار داخلی و چارچوبهای نظارتی خاص هر منطقه صورت خواهد گرفت.
بر همین اساس پیشبینی میشود مراکز داده در مقیاس جهانی تا پایان سال ۲۰۲۶ به بیش از ۸۰۰ تراواتساعت برق در سال نیاز داشته باشند که رقمی فراتر از میزان کل مصرف برق کشور ژاپن است. این آمار به وضوح ضرورت تدوین برنامهریزی یکپارچه برای تامین انرژی مراکز داده را نشان میدهد.
فرصتهای پیشروی بخش انرژی همزمان با توسعه هوش مصنوعی
در مجموع تولیدکنندگان انرژی باید این تحولات را نه به عنوان تهدید بلکه بهمثابه نشانهای از ظهور فرصتی جدید تلقی کنند. از سوی دیگر، طبقهای نوظهور از مصرفکنندگان انرژی در حال شکلگیری است که با ویژگیهایی همچون برخورداری از فناوریهای پیشرفته، تمرکز بالای سرمایه و وابستگی شدید به انرژی شناخته میشوند.
در این رابطه، اگرچه نیازهای این گروه با الگوهای سنتی مصرف انرژی متفاوت است اما در عوض چشماندازهای جدیدی را پیشروی صنعت میگشاید. در همین راستا، تولیدکنندگانی که بتوانند از طریق راهبردهایی همچون تامین مستقیم انرژی، مشارکت در احداث نیروگاههای اختصاصی یا استقرار مشترک زیرساختها با این مصرفکنندگان همگام شوند، از مزیت رقابتی برجستهای برخوردار خواهند شد.
به طور کلی، همگرایی هوش مصنوعی و انرژی دیگر یک تصور نظری نیست بلکه واقعیتی در حال تحقق است؛ اگرچه انقلاب هوش مصنوعی بیشتر در بستر نرمافزاری شکل میگیرد اما این منابع فیزیکی مرتبط با بخش انرژی هستند که اهداف آن را ممکن خواهد ساخت. در این میان، تولیدکنندگان نفت و گاز نقشی کلیدی در پیشبرد این تحول بنیادین ایفا خواهند کرد.
انتهای پیام//