بحث در خصوص تولید برق از زغالسنگ در آمریکا همواره یکی از موضوعاتی بوده که توجه بسیاری از جمله سیاستگذاران بهویژه در دولت ترامپ را به خود جلب کرده است. در همین راستا، دولت ترامپ به همراه کنگره آمریکا تاکنون تلاشهای زیادی برای کاهش تشریفات اداری و افزایش یارانههای پرداختی به صنعت زغالسنگ انجام دادهاند. صرفنظر از مزایا و معایبی که اجرای این سیاستگذاریها به دنبال دارد، پرسش اصلی این است که چرا سهم زغالسنگ در تامین برق آمریکا روندی نزولی را به ثبت رسانده است؟
به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی «فلزاتآنلاین» و به نقل از اندیشکده «R Street Institute»، از دیدگاه شماری از سیاستمداران آمریکایی، حزب دموکرات این کشور با استفاده از برخی اختیارات دولتی، صنعت زغالسنگ را تحت فشار قرار داده و اگر این فشارها نبود، بخش مذکور همچنان به عنوان منبع اصلی تامین انرژی آمریکا مورد استفاده قرار میگرفت.
با این وجود، شمار دیگری از تحلیلگران چنین دیدگاههایی را صرف بیانیههای سیاسی خوانده و اعلام کردند که نمیتوان صرفا به چنین اظهاراتی اکتفاف کرد. از سوی دیگر برخی از دادههای تجربی ارزیابی شده نشان میدهد که شکاف بزرگی میان سیاستگذاریهای اعلام شده در صنعت زغالسنگ آمریکا و واقعیتهای بازار این سوخت فسیلی در کشور مذکور وجود دارد.
زغالسنگ زمانی منبع اصلی تولید برق در ایالات متحده آمریکا به شمار میرفت و میزان اوج مصرف آن در سال ۲۰۰۷ برای تولید بیش از دو هزار تراوات ساعت برق در این کشور کافی بود. بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۸، با استفاده از زغالسنگ حدود نیمی از برق آمریکا تامین میشد اما از سال ۲۰۰۹، سهم آن در تولید برق این کشور به سرعت کاهش یافت. در نمودار شماره یک میتوان سهم زغالسنگ در تامین برق آمریکا طی بازه زمانی سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۳ را مشاهده کرد.

نمودار ۱٫ سهم زغالسنگ در تامین برق آمریکا در بازه زمانی سالهای ۲۳-۲۰۲۱
شماری از فعالان صنعت زغالسنگ و برخی از سیاستمداران، این روند نزولی در مصرف زغالسنگ در تولید برق آمریکا را به مقررات سختگیرانه وضع شده در دولت اوباما نسبت میدهند که باعث شده است زغالسنگ نسبت به سایر صنایع دیگر که از آنها حمایت دولتی صورت گرفته است، رقابتپذیری خود را از دست بدهد. نکته جالب توجه در همین رابطه اینکه پس از پایان دوره ریاستجمهوری اوباما این مقررات سختگیرانه از سوی دادگاه آمریکا لغو شد و با وجود این مسئله، همچنان سهم زغالسنگ در تولید برق این کشور افزایش پیدا نکرد.
این مسئله در حالی مطرح شده است که سوخت زغالسنگ در آمریکا منبع انرژی مقرونبهصرفه و با حاشیه سود بالایی برای تولیدکنندگان برق این کشور محسوب میشد که مقررات سختگیرانه وضع شده باعث کاهش استفاده از آن شده است. انتظار میرفت سرمایهگذاران با هدف کسب سود بیشتر در این بخش سرمایهگذاری خود را افزایش دهند اما در عمل مشخص شد که چنین اتفاقی نیفتاده و در واقع هیچ نیروگاه جدید زغالسنگی طی سالهای اخیر در ایالات متحده آمریکا راهاندازی نشده است. حال سوال اینجاست چه عواملی در کاهش سهم زغالسنگ در بخشهای مختلف، به ویژه تولید انرژی در آمریکا نقش داشته است؟
ارزیابی برخی عوامل تاثیرگذار در بخش تولید برق آمریکا نشان میدهد که کاهش سهم زغالسنگ با افزایش استفاده از سوختهای دیگر، به ویژه گاز طبیعی همراه بوده است. در همین راستا، سهم زغالسنگ در تولید برق آمریکا از ۵۴ درصد در سال ۲۰۰۱، به ۱۵ درصد در سال ۲۰۲۴ کاهش یافته است؛ در حالی که سهم گاز طبیعی در همین بازه زمانی از ۱۸ درصد به ۴۳ درصد افزایش یافته است.
به عبارت دیگر، زغالسنگ ۳۹ درصد از سهم بازار خود را از دست داده و گاز طبیعی ۲۵ درصد به سهم بازار خود در بازه زمانی مذکور افزوده است. علاوهبراین، انرژیهای بادی و خورشیدی ۱۷ درصد از سهم بخش تولید برق آمریکا را به خود اختصاص دادهاند؛ در حالی که نیروگاههای هستهای و برقآبی مجموعا حدود ۴ درصد از سهم خود را در سبد انرژی این کشور از دست دادهاند. بنابراین، عمده کاهش سهم زغالسنگ به دلیل افزایش سهم گاز طبیعی و انرژیهای تجدیدپذیر در تولید برق رخ داده است.
البته برخی از تحلیلگران ممکن است اعلام کنند که پرداخت یارانههای دولتی به انرژیهای تجدیدپذیر، عامل اصلی کاهش سهم زغالسنگ در تولید برق آمریکا بوده اما در حقیقت روند نزولی مصرف زغالسنگ به رشد سهم سایر سوختهای جایگزین مرتبط است.
در همین رابطه، درست است که گاز طبیعی در بازار از یارانههای مشابه آنچه به بخش انرژیهای تجدیدپذیر تخصیص یافته است، برخوردار نبوده اما توانسته است به جایگزینی برای زغالسنگ در سبد انرژی آمریکا تبدیل شود. این افزایش سهم گاز طبیعی همزمان با کاهش قابل توجه قیمت آن رخ داده که ناشی از بهکارگیری فناوریهای حفاری جهتدار بوده است.
در خصوص مقایسه قیمت گاز طبیعی و زغالسنگ در بازار آمریکا میتوان بیان کرد که قیمت گاز طبیعی از سال ۲۰۰۸ تاکنون حدود ۶۹ درصد کاهش یافته؛ در حالی که قیمت زغالسنگ در همین مدت ۱۶ درصد افزایش یافته است. علاوهبراین، نیروگاههای گاز طبیعی به نسبت نیروگاههای زغالسنگ بهرهوری حرارتی بالاتری داشته و همه این عوامل باعث شده است سرمایهگذاران به سمت سرمایهگذاری در بخش گاز طبیعی تمایل پیدا کنند.
جدای از اظهارات ارائه شده از سوی شماری از تحلیلگران، به نظر میرسد تمایل برای استفاده از سوختهای آلایندهای مانند زغالسنگ در آمریکا و سایر نقاط دنیا کاهش پیدا کند؛ چراکه جایگزین آن یعنی انرژیهای تجدیدپذیر به مراتب از لحاظ اقتصادی نسبت به سوختهای فسیلی صرفه اقتصادی بیشتری داشته و با محیط زیست نیز سازگاری بهتری دارد.
با این وجود، برخی ممکن است به دلیل منفعت اقتصادی خود با این تغییر نگرش مخالفت کنند که به نظر میرسد تلاش آنها تا مدت محدودی مانع از تحقق جایگزینی سوختهای فسیلی با انررژیهای پاک خواهد شد و موضوعی قابل درک است.
البته نباید اعمال برخی مقررات سختگیرانه در آمریکا که بار مالی هزینههای تولید را در صنعت زغالسنگ افزایش داده و موجب کاهش مصرف آن شده است، نادیده گرفت. از سوی دیگر، مصرفکنندگان در آمریکا ترجیح میدهند در حال حاضر به جای زغالسنگ از انرژیهای پاکتری استفاده کنند و همین موضوع سرمایهگذاران را مجاب کرده است به دلیل حاشیه سود بالاتر در بخش انرژیهای تجدیدپذیر از سرمایهگذاری در بخش زغالسنگ صرف نظر کنند.
در پایان میتوان مدعی شد کاهش سهم زغالسنگ در بازار آمریکا، بیشتر به دلیل افزایش سهم تجدیدپذیرها اتفاق افتاده است. بنابراین تلاش دولت ترامپ در جهت حمایت از صنعت زغالسنگ با هدف ایجاد توازن در بخش انرژی آمریکا، باعث تحریف و تضعیف رشد بخش مذکور در این کشور خواهد شد.
انتهای پیام//