یادآوری این موضوع که مذاکرات شرکتهای «Glencore» و «Rio Tinto» بدون نتیجه به پایان رسید، نباید تعجبآور باشد. احتمالا از آن زمان تاکنون مذاکرات مشابهی بین سایر شرکتهای معدنی صورت گرفته است و در سال ۲۰۲۵ نیز شاهد موارد بیشتری خواهیم بود؛ از این رو به نظر میرسد که بخش معدن، روزهای پرتحولی را در سال جاری میلادی پیش رو داشته باشد.
به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی «فلزاتآنلاین» و به نقل از موسسه «Fastmarkets»، بار دیگر و دستکم در حال حاضر، مذاکرات بین دو شرکت «Glencore» و «Rio Tinto» نتوانست به نتیجه قابلتوجهی برسد. باید خاطرنشان کرد که دور جدید مذاکرات در اواخر سال ۲۰۲۴ برگزار شد و به گفته منابع، دوام چندانی نداشت.
این برای دومین بار در کمتر از دو سال اخیر است که تلاشهای شرکت «Glencore» برای دستیابی به توافق با یک شرکت معدنی چندمنظوره رسانهای میشود. مورد قبلی پیشنهاد خرید شرکت «Teck Resources» در ماه آوریل ۲۰۲۳ بود که قاطعانه توسط این شرکت کانادایی رد شد.
ادغام دو شرکت «Glencore» و «Rio Tinto»، به راحتی میتوانست بزرگترین شرکت معدنی جهان را ایجاد کند و از شرکت «BHP» که در حال حاضر با ارزش بازار ۱۲۶ میلیارد دلار این جایگاه را در اختیار دارد، پیشی بگیرد. ناگفته نماند که ارزش بازار شرکت «Glencore»، بسیار کمتر از شرکت «Rio Tinto» است؛ حدود ۵۶ میلیارد دلار در مقابل تقریبا ۹۹ میلیارد دلار.
هنوز جزئیات مذاکرات انجام شده مشخص نشده است و هر دو شرکت از اظهار نظر خودداری کردهاند. با این حال، صرفا بررسی ارزشهای بازار نشان میدهد که شرکت «Glencore» یا باید مبلغ هنگفتی را برای تصاحب «Rio Tinto» بپردازد یا خود هدف تصاحب قرار بگیرد که با رویکرد معمول آن همخوانی ندارد.
اقدام جسورانه شرکت «Glencore» همچنین نمایانگر رقابت شدید میان شرکتهای معدنی برای تثبیت جایگاه خود در بازار مواد معدنی است؛ بازاری که در آن تقاضای بلندمدت قوی و چشمانداز عرضه محدود پیشبینی میشود.
شرکتهای معدنی دائما در جستوجوی فرصتهای معاملاتی هستند و مذاکرات بین شرکتهای بزرگ نیز از این قاعده مستثنی نیست. سال گذشته، پیشنهاد ۴۰ میلیارد دلاری شرکت «BHP» برای تصاحب رقیب بریتانیایی خود یعنی شرکت «Anglo American» با شکست مواجه شد و پیشنهاد رد شده شرکت «Glencore» به شرکت «Teck» نیز بحثهای زیادی را در مورد ادغامهای احتمالی به دنبال داشت.
لازم به ذکر است که پیشنهاد ناموفق سال ۲۰۱۴ شرکت «Glencore» به منظور تصاحب شرکت «Rio Tinto» از سوی ایوان گلاسنبرگ، مدیرعامل سابق این شرکت مطرح شده بود. گلاسنبرگ علیرغم بازنشستگی، کماکان سهامدار عمده شرکت «Glencore» محسوب میشود و به احتمال زیاد در خصوص اقدام اخیر، با وی مشورت صورت گرفته است.
داراییهای موجود
گری نیگل، مدیرعامل فعلی شرکت «Glencore» به طور خاص به دنبال گسترش داراییهای مس این شرکت است. پیشنهاد خرید شرکت «Glencore» به شرکت «Teck Resources» اگرچه پروژه زغالسنگ این شرکت را نصیب شرکت «Glencore» کرد اما هدف اصلی آن یعنی دستیابی به منابع مس را محقق نساخت.
در مقابل، مس برای شرکت «Rio Tinto» نگینی در میان داراییهای آن به شمار میرود. این شرکت در برخی از بزرگترین و سودآورترین معادن مس جهان از جمله «Oyu Tolgoi» در مغولستان، «Escondida» در شیلی و «Kennecott» در ایالات متحده آمریکا سهیم است یا مدیریت آنها را بر عهده دارد.
بر اساس دادههای اخیرا منتشر شده، تولید مس شرکت «Rio Tinto» از معادن خود در سال ۲۰۲۴ به ۶۹۷ هزار تن رسید که نسبت به سال گذشته ۱۳ درصد افزایش داشته است. در همین حال، تولید مس تصفیه شده این شرکت با ۲۴۸ هزار و ۳۰۰ تن، به دلیل بازسازی واحد ذوب و پالایش «Kennecott»، افزایش چشمگیری را نسبت به سال ۲۰۲۳ تجربه کرده است.
لازم به ذکر است که شرکت «Rio Tinto» اخیرا با خرید شرکت «Arcadium»، سبد محصولات خود را در حوزه سنگآهن، آلومینیوم و لیتیوم نیز گسترش داده است؛ حوزههایی که شرکت «Glencore» در آنها حضور صنعتی چشمگیری ندارد.
شرکت «Glencore» که دارای سبد متنوعی از فلزات و مواد معدنی از جمله مس، کبالت، روی، سرب، نیکل، فروآلیاژ و زغالسنگ است، در سالهای اخیر به طور خاص سرمایهگذاریهای خود در بخش زغالسنگ را افزایش داده و با خرید داراییهای رقبای خود، جایگاه مهمی در این بخش صنعتی کسب کرده است. ناگفته نماند که بخش زغالسنگ حوزهای است که شرکت «Rio Tinto» در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد و هیچ تمایلی به بازگشت به آن ندارد.
بازاریابی، زغالسنگ و فرهنگ
بازاریابی، همواره نقشی اساسی در فعالیتهای شرکت «Glencore» ایفا کرده است. طبق اعلام وبسایت «Glencore»، این شرکت بیش از سه برابر تولید خود مس عرضه میکند که شامل محصولات تولیدی و مواد تامین شده از سایر شرکتها است.
تیم بازاریابی شرکت «Glencore» در سطح بینالمللی به عنوان یکی از برترینها شناخته میشود. رویکرد کارآفرینانه آن همراه با درک عمیق و عملی از بازار، لجستیک، ژئوپلیتیک و قوانین، مزیتی رقابتی برای این شرکت ایجاد کرده که تقلید از آن برای رقبای کنونی غیرممکن است. ناگفته نماند که دشواری در ارزشگذاری بخش بازاریابی شرکت «Glencore» برای سرمایهگذاران و تحلیلگران، دلیل اصلی عرضه عمومی سهام این شرکت در ماه می ۲۰۱۱ بود.
با این حال، ارزشگذاری سهام شرکت «Glencore» در مقایسه با رقبای موجود نشان میدهد که بازار احتمالا یا درک کاملی از کسبوکار بازاریابی آن ندارد یا این بخش را کماهمیتتر از آنچه خود این شرکت سوئیسی تصور میکند، میداند.
شاید هم دلیل این امر، وجود زغالسنگ در سبد داراییهای شرکت «Glencore» باشد که در عین تلاش این شرکت برای رسیدن به انتشار صفر خالص تا سال ۲۰۵۰، بخش قابلتوجهی از سود آن را تشکیل میدهد و این موضوع برای برخی سرمایهگذاران، مسئلهای غیرقابل چشمپوشی است. در کنار اهمیت ارزشگذاری و جایگاه در بازار، فرهنگ نیز از جایگاه ویژهای برخوردار است.
این دو شرکت از هر نظر با یکدیگر متفاوت هستند و اگرچه هر دو با مشکلاتی در زمینه حاکمیت شرکتی مواجه بودهاند اما اخیرا شرکت «Glencore» مورد بررسیهای دقیقتری قرار گرفته است؛ به طوری که به تازگی این شرکت برای بار دوم توسط ناظران مستقل به عنوان بخشی از توافق با وزارت دادگستری ایالات متحده آمریکا مورد بازرسی قرار گرفت.
در پایان باید خاطرنشان کرد که فعالان معدنی و مشاوران مالی شرکتها، پیوسته در جستوجوی فرصتهای معاملاتی هستند و مذاکرات مشابه در زمینه ادغام و تصاحب، به طور مستمر و دور از انظار عمومی در حال انجام است.
این موضوع که مذاکرات شرکتهای «Glencore» و «Rio Tinto» بدون نتیجه به پایان رسید، نباید تعجبآور باشد. احتمالا از آن زمان تاکنون مذاکرات مشابهی بین سایر شرکتهای معدنی صورت گرفته است و در سال ۲۰۲۵ نیز شاهد موارد بیشتری باشیم؛ به نظر میرسد که بخش معدن روزهای پرتحولی را پیش رو داشته باشد.
انتهای پیام//